خواستگاری و کمپین خودروی ملی

خرید بک لینک

لابد شما هم مثل معروف "پسر تا ازدواج نکند،آدم نمیشود" را شنیده اید.والده گرامی من که از طرفداران دو آتیشه این مثل بود با پدر ، قرار خواستگاری را گذاشت. جلسه خواستگاری:

من: صلوات بر روح سراینده ی مثل و فاتحمه الصوات

پدر عروس در حالی که با یک دستش موهای بهم چسبیده اش را روی تابه ی چرب سرش تفت میداد : آقا داماد ان شاء الله کار دارن که؟

پدرم: بله تو یکی از بهترین شرکت های تهران کارمندن..

پدر عروس: خب به سلامتی ... خونه و ماشین چی؟؟!

وقتی با چشمان گشاد پدرم روبه رو شد ..برای بازارگرمی دختر ترشی و مرباگذاشته اش (!) خونه که هیچی... ولی حاجی خودت که میدونی ماشین الآن جزء ضروریات زندگیه ....

پدرم با خنده دست سنگینش را بر پک و پهلویم کوفت که قرمز شدم  و رو به پدر عروس:بله

مادرم با اشاره به شازده پسرش:ماشین مدل بالاش به کنار و نجابتش ...

مادر هی قربان دست وپای بلورینم میرفت تا که مقبول افتادم...

پدر عروس که از حامیان کمپین "ضد خودروی ملی" بود رو به پدرم:مدل ماشینش؟؟؟

پدر با افتخار:پراید صفر 94 و لیزینگ و فرمون هیدرولیک و دنده اتومات و....

پدر عروس سبیل چخماقی اش را تابی داد و گفت: من رو کمپین خیلی تعصب دارم ما رو به خیر و شما رو به سلامت...

من که از خداخواسته بلند میشدم که... پدرم ضربتی بر پایم نواخت که ستون فقراتم مشغول رقص بندری..

پدرم:ماشینش رو فردا قولنامه میکنم... عروس قشنگم چایی رو بیار...

من که تمام هم و غمم این بود که خود را از شر این موقعیت خلاص کنم...بلند شدم تا گل و گردنم و پک و پهلویم فرصت ریکاوری یابند و با صدای رسا نشان میتی کومان سایپا را نشانشان دادم و رو به پدرم: مثل اینکه یادتون رفته من کارمند سایپام... اگه منم بیام تو کمپین... سایپا ورشکسته و منم بیکار میشم...

من که در انتظار سیلی بودم در کمال بهت والدینم سمت در خروجی رفتند و گفتن: حاجی پسر بیکارمون به درد دخترون نمیخوره ...

پدر عروس: ما هم میخواستیم که عضویتمون رو از کمپین لغو کنیم!!! شورمن رئیس جمهور میشود؟!؟!...

ما را در سایت شورمن رئیس جمهور میشود؟!؟! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 23:34

صفحه بندی